خرید بک لینک
انگشت های تو هنوز هم نقاشند

چشمانت...

یادت هست؟؟

مداد آبی پررنگی بود

دستت را گرفتم و آنقدر آسمان کشیدم که چیزی از تو نماند

جز ته مدادی که همین روزها مرا در خیابان میبیند

و نقاشی های صورتم را خط خطی میکند

آسمان صاف بود

باران کشیدی راه راه...

باران راه راه بود و به زندان کشیده شد

حالا ته مداد برای خودش نقاشی شده

که روی تمام دیوارها

عکس خدا را میکشد...

Related image

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 15:21 توسط آبی|

برچسب: نویسنده: رضا صادقی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 14:02

صفحه بندی