حواست کجاست - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 21:54
باور کن - تاریخ: 1398/1/30 ساعت: 21:54
هر چیزی که تورو میکشه، تورو قوی تر میکنه...
نـــفس... - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 12:42
چشمانش مقابل چشمانم بود... نفس كه ميكشيد، گرماي بازدمش را احساس ميكردم...من او را دوست داشتم... هر روز فكر كردم به او كه گفته بود "اُردي بهشت" مى آيد! چشمانش مقابل چشمانم بود... نفس كه ميكشيد، گرماي ه
آدلر - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 12:42
دو روزه مدام دارم به شطرنج فکر میکنم...سربازها توی شطرنج با پایین ترین مقام، از همه بخصوص از شاه و وزیر دفاع میکنن.همیشه سرباز اولین حرکت رو انجام میدهسرباز خودشو فدا میکنهجلو میره،و بقیه، پشت سرباز ه
چیزی که ارزش داره - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 12:42
امروز داشتم فکر میکردمبه اینکه با این وضعیت دستم و آسیبی که دیدم، توی این شرایط که سخت میتونم تایپ انجام بدم، آیا نوشتن ارزش داره؟!نوشتن به کنار...واسه کسی مینویسم که ارزش داره؟!!!بیخیالامروز میخوام چ
نورو - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 12:42
اين دو سه روزه تونستم يه سري تعادل ها ايجاد كنم: اين مدت كه دستم و گردنم اينجوري شده و نميتونم طرح بكشم، اولش برباد رفته رو از اول ديدم. نميدونم بار چندم بود، ولي بر خلاف هميشه فقط يه چيز رو مهم ميديد
برگشت دوباره... - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 10:04
متاسفانه هیچوقت دلم نمیاد اینجا رو پاک کنماولین بار سال ۸۹ اینجا رو ساختم۱۰ مهر ۸۹ بود...بدون فاصله ماندم!بیخیالمهم اینه که دوباره برگشتمو اون حس پوچی که حاصل از پاک کردن اینجا و وبلاگ جدید که حالا دیگه به اونم وابسته شدم،بوجود اومده بود، از بین رفتو من برگشتم... نوشته شده در جمعه ششم بهمن ۱۳۹۶ساعت ...
وبلاگ جدید - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 14:02
آدرس وبلاگ جدید: http://bastaniyakhi.mihanblog.com/ شاید همیشه توی هر دو وبلاگ پست بذارم نمیدونم فقط میدونم که با اینجا کلی خاطره دارم!!! شب خوش نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 18:53 توسط آبی|
ته مداد...! - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 14:02
انگشت های تو هنوز هم نقاشند چشمانت... یادت هست؟؟ مداد آبی پررنگی بود دستت را گرفتم و آنقدر آسمان کشیدم که چیزی از تو نماند جز ته مدادی که همین روزها مرا در خیابان میبیند و نقاشی های صورتم را خط خطی میکند آسمان صاف بود باران کشیدی راه راه... باران راه راه بود و به زندان کشیده شد حالا ته مداد برای خود...
انکار - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 16:36
آدما گاهی وقتا بی احساس تر از این چیزی میشن که به نظر میان آدما قلبت رو میشکنن و تورو انکار میکنن جوری انکارت میکنن که انگار همیشه درگیر یه عشق یک طرفه بودی نه یه رابطه ی دو طرفه ای که از اول وجود داشته آدما انقدر راحت تبدیل به کس دیگه ای میشن که آدم فکر میکنه کسی که مقابلشه کلا یه آدم دیگه س آدما ل...
لبخند - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 16:36
لبخند تو آخرين كسى بودى كه لبخند زدو هر بار كه به تو نگاه ميكردم همچنان لبخند زنان خيره مانده بودى بدون آنكه لبخندت حتى ثانيه اى محو شودمن رفتم و هربار به پشت سر نگاه كردم، تو با لبخند به من نگاه ميكردى و رفتنم را مى پذيرفتى...تو رفتنم را مى پذيرفتى و همچنان لبخند ميزدىنه تلاشى براى بازگرداندنم كردى...
خداوندا، پروردگار و نجات بخشم، تو را سپاس میگویم که ما را به صورت خود آفریدی... چه مرد را و چه زن را - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 16:36
سلام شاید این مدت تنها چیزی که میتونه کاملا بهم انگیزه بده زبان خوندنه امروز رفتم واسه خودم چند تا از کتاب های تافل رو گرفتم که شروع کنم به خوندن همه چی خوبه همه چی عالیه حتی اگه هیچ چیز هم خوب و عالی نباشه، زبان میتونه به من انگیزه ی زندگی بده آدم باید مواجه بشه: مثلا من امروز خودمو با تولدی که یک ...
دوستش داشتم! - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 16:36
یه سری وقتا آدم به یه جاهایی میرسه که انگار دیگه فرصت دادن کافیه آدم گاهی وقتا یه سری افراد رو دوست داره که متوجه نمیشن یه سری افراد هستن که آدم از روی دوست داشتنشون مجبور میشه آبروی خودش رو ببره آدم گاهی وقتا ترجیح میده آبروشو وسط بذاره، بگه من با این بودم! تا بقیه تموم کنن رفتارای مضخرفشونو شاید ت...
♥♥♥ - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 16:36
آن روز كه تمام باران هاي دنيا باريده بود، هنوز قطره هايي مانده بودند كه توان باريدن نداشتند. نميتوانستم لبخند را روي لب هايت ببينم آن روز تمام دنيا شب شده بود! و من خنده اي كه مدت ها نديده بودم را "تصور" كردم نقاش شدم و خنده اي كشيدم كه تمام خشم هاي دنيا را "كنار" ميزند عشق من ♥ لبخند بزن... لبخندِ ...
سکوت... - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 16:36
آدم ها هرگز نخواهند ماند من مانده ام تنهای تنها با یک عالم خاطره که هر روز مرور خواهند شد و هرکس این سکوت را بشکند، چیزی نخواهد گفت جز سکوت و سکوت و سکوت و سکوت و هرگز کسی نخواهد فهمید که پشت این همه سکوتِ خاکستری، چه گذشته است! هیچ کس نخواهد فهمید که پشت این سکوت، چه اشک هایی برای یک ''عشقِ صد ساله...
تنبیه - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:41
سلام اول از همه باید بگم یک لحظه همه چیز رو دی اکتیو کردم و دو تا دلیل داره اول اینکه یه آهنگ سازه هست باهم پیانو کار میکنیم توی یه آموزشگاه و این دو سه روز آخر خیلی اذیت کرد. با اینکه بیش از یک ساله میشناسمش ولی دو سه روز آخر باعث شد خیلی بهم بریزم اون اوایل که چیزی نبود یه مدت مسیج میداد بعد گفت ت...
یک.اراده.ی.قوی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:41
سلام این پست بعدها نشاندهنده ی خیلی چیزا قراره باشه من امروز با یه اراده ی قوی تر شروع کردم دیشب قبل از خواب دو تا طرح کشیدم در اصل ۳ تا طرح از کتاب استرس رو آماده کردم امروز فهمیدم بچه های احمق کلاسمون ارزش وقت گذاشتن ندارن یه جورایی فهمیدم با همشون مشکل دارم یا بهتره بگم با افرادی که خودشونو به نف...
اگه میخوای دغدغه ی مالی نداشته باشی پولاتو بجز مواقع خیلی ضروری خرج نکن - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 6:44
سلام این جمله ای که بالا نوشتم چند وقت پیش وقتی که تلاش میکردم به خودم صرفه جویی رو یاد بدم تو ذهنم اومد و موقع خرج کردن مدام با خودم تکرارش میکنم جالبیش به اینه که تا الان بالای ۳۰۰ تومن صرفه جویی کردم و بعدش فهمیدم خیلی از خرجام بیهوده بوده خب بگذریم... فکر کنم اسم امروز رو باید بذارم روز درس خوند...
سوپرایز - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 19:19
سلام:) فقط میتونم بگم سوپرایز در راهه فقط منتظرم کتاب چاپ بشه و عکسشو توی پروفایل و اینستاگرامم بذارم این میتونه بهترین چیز ممکن باشه چیزی که دارم واسش لحظه شماری میکنم دانشگاه هم خوبه... برنامه م واسه درسام ۱۹ به بالاس و فقط دارم میخونم یا طرح میکشم یا درس میخونم سخته آدم هم شاغل باشه و هم دانشجو و...
خداوند، پروردگار و نجات بخشم، تو را شکر میگویم که ما را به صورت خود آفریدی... چه مرد و چه زن را. - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 2:06
سلام این روزا نمیدونم باید اسمشو چی بذارم، شاید اسم این روزا اولین قدم باشه یا شاید هم اولین موفقیت... اولین باری که تونستم یه کار بزرگ انجام بدم، یه قدم بزرگ بردارم... کتاب اول تموم شد و بدون استراحت رفتم کتاب دوم این کتاب فقط ۱۶ تا طرح میخواد وقتی کتاب اول تموم شد خودمو یه قدم به آمریکا نزدیک تر د...

برچسب‌های مرتبط

سورپرایز تولد | سورپرایز تولد دوست پسر | سورپرایز عاشقانه | سورپرایز به انگلیسی | سورپرایز های عاشقانه | سورپرایز تولد دوست دختر | سورپرایز عروسی | سورپرایز های تولد | میخواهم در آینده دکتر شوم | میخواهم در آینده معلم شوم