خرید بک لینک
یه سری وقتا آدم به یه جاهایی میرسه که انگار دیگه فرصت دادن کافیه

آدم گاهی وقتا یه سری افراد رو دوست داره که متوجه نمیشن

یه سری افراد هستن که آدم از روی دوست داشتنشون مجبور میشه آبروی خودش رو ببره

آدم گاهی وقتا ترجیح میده آبروشو وسط بذاره، بگه من با این بودم! تا بقیه تموم کنن رفتارای مضخرفشونو

شاید تا روزی که دانشگاه برم قبل و بعد از هر کلاس ساعت ها توی پارک نزدیک دانشگاه بشینم یا قدم بزنم، فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم

شاید هربار که برم دانشگاه به جایی که وایساده بود نگاه کنم

ولی زندگی خودمو ادامه میدم

با یه نفر یه سری کارای آهنگسازی موسیقی درمانی رو شروع کردم

امیدوارم نتیجه ی خوب بگیرم

امروز خوب بود

زبان خوندم، بیشتر از چیزی که باید میخوندم

ولی نرسیدم روی آهنگ کار کنم

نرسیدم درس بخونم

نرسیدم کارای کتاب رو انجام بدم

ولی کارای ترجمه رو انجام میدم

هر روز اون ترجمه ی روان رو از اول میخونم تا یادم باشه

همین الان یه اتفاقی افتاد

یکی از بچه هایی که ازشون متنفرم مسیج داد

شاید از اول متنفر نبودم

ولی از حرفایی که زد، متنفر نشدم فقط حس کردم قلبم تیکه پاره میشه

بهم گفت من قراره باهاش باشم. چیزی بینتون بوده؟

من بعد از دقیقه ها سکوت فقط گفتم اون خوبه، من دروغ گفته بودم

و همش با خودم تکرار میکردم که خشم تند بادیست که قوه ی تفکر را با خود میبرد!!!

اینجوری دوستم داشت؟!

حتی نتونست دو سه هفته دووم بیاره!!!!

شاید باید هر روز با این مسیجای لعنتی نگاه کنم تا بتونم بپذیرم آدما رو نباید دوست داشت

و این پست بالای یک ساعت نوشتنش زمان برده

بیخیال

بذار خوش باشه

بذار همه فکر کنن من دروغ گفته بودم

بذار همه فکر کنن من دیوانه شدم

آدم باید واسه کسی که دوسش داره بجنگه

و من امروز خسته ام از جنگیدن

کسی که قرار باشه بمونه، آسمون به زمین بیاد میمونه

اگه بره بلاخره یه روزی برمیگرده

و کسی که قرار باشه بره

اگه سالها بمونه، بلاخره یه روزی میره

من فقط میخواستم واسه کسی که دوسش 1 بجنگم

و منو سرکوب کرد بدون اینکه درک کنه هرچی بود از روی دوست داشتن بود

بذار همه فکر کنن من یه آدم دروغگو ام

من که با اون بچه ها ارتباطی غیر از درس و دانشگاه ندارم

درسمم که تموم بشهدیگه هیچوقت نمیبینمشون

پس اشکالی نداره

همه ی تقصیرا گردن من

من مقصرم

دیشب یه نفر مسیج داد

امشب هم نفر بعدی

شاید باید کلا دیگه ارتباطمو با بچه ها قطع کنم

شاید باید بی تفاوت باشم

شاید من گناهکارم که به دروغ گفتم آره ساختگی بوده

و دیگه هیچی مهم نیست

بذار با هرکس که میخواد باشه و به همه بگه من دروغ گفتم

منم میگم آره من دروغ گفتم

بذار اونا پی ارتباط باشن

و من توی تنهایی خودم پیشرفت کنم

اینکه هنوز از همه جا بلاکم یه خوبی هم داره

اینکه عکسشو نمیبینم و چهره ش کم کم فراموش میشه

شاید تا الان همه چیزو فراموش کرده و حالا با کسی که باهاشه خوشه

همین که چند روزه عکسشو ندیدم خودش باعث میشه تا زودتر یادم بره

بیخیال...

من فقط درس میخونم و از درس خوندنم لذت میبرم

فقط کاش میتونستم بفهمم آدما چطور انقدر زود جایگزین میکنن!!!

چقدر زود فراموش میشیم

شاید من متفاوتم و فراموش نمیکنم

الان طرف مسیجایی که امشب دادم رو توی همه ی گروه ها پخش میکنه و میگه عشق من با کسی نبوده این بود که دروغ گفته بود

بذار هرکاری میخوان بکنن

کاش میشد زمان به عقب برگرده

اگه میتونستم به گذشته برگردم همه چیز متفاوت میشد

خسته ام

شب خوش

نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت 2:38 توسط آبی|

برچسب: نویسنده: رضا صادقی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 16:36

صفحه بندی