خرید بک لینک

چشمانش مقابل چشمانم بود...

نفس كه ميكشيد، گرماي بازدمش را احساس ميكردم...

من او را دوست داشتم...

هر روز فكر كردم

به او كه گفته بود "اُردي بهشت" مى آيد!

چشمانش مقابل چشمانم بود...

نفس كه ميكشيد، گرماي هر بازدمش را احساس ميكردم...

هربار بيشتر از قبل

جاى دستانَش "گرم" مانده بود...!

خيسى لبانَش مرا ثابت كرده بود در آغوشي تلخ

و ميگفت

فرشته اي است كه بالهايش را بريده اند!

برچسب: نویسنده: رضا صادقی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 12:42

صفحه بندی